رنگ پرستان رنگین دل، پس چه شدند؟
دیدیم عاملین اغتشاش را و شنیدیم سخنانشان را. مرحوم اصلاحات را ندا زدند و کرده هایشان را ناکرده گفتند و بعضی را ندامت، افرادی را هم مقصر دانستند و فروختندشان.
عده ای می گویند: بار گران اسارت، لهجه هایشان را عوض
کرده. عده ای هم می دانند اینها آفتاب پرست گونه رنگین پوست اند. بعضی هم
می گویند: همین بودند که هستند؛ نه اسارت، نه بار گران و نه چیز دیگری
دخیل بوده و الی هرچه خدا خواهد.
شخصا بدترین شرایط را انگار و احتمال می کنم و آن جز شکنجه نیست!
عرضم این است که هدف باید والا باشد و اگر راهش حق و حقیقت بود مانعی برای آن به اندازه ی پشه ای نمی ارزد. همان هدفی که امام داشت. همان فردی که خدایان طاغوتی را چون لجنی که مدتی زیاد سرزمین ایران محترم را بد بو و بی شکل کرده بودند، محو نموده کردند برای ما. آری که هدف حق است اینجا و آن انقلاب اسلامی است و رنگی به جز ایمان ندارد. چه حکایت ها دارد این ایمان. که آن سیاهچال های پر ناله و درد را چون بهشتی زیبا می نمایاند.
پیوندشان با مخملی ها چگونه باشد بهتر است؟
اگر مدعیان رنگ مقدس پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) جز حق و راستی را هدف نداشتند، چرا با چند گفت و شنود مفتش ها و همان بدترین احتمال که گفتم و نیز درد اسارت و سختی محبس، اینگونه روی موش را برده اند و کنجی خلوت را برگزیده اند؟
اگر ایمان باشد و توکل مدام، تمام لشکر دنیا هم که مقابلت صف کشیده باشد باید حق را نه تنها گفت، بلکه فریاد زد. اگر ندای یا حسین (ع) می کنیم، به هدف او و قیام و جهادش هم بیاندیشیم. اگر هدف ما (حتی ذره ای هم) چون او باشد - که خود و خانواده اش را به ستیز با جور و ستم برد و آنها را مقابل چندین بسیار برابر متعددتر از سپاه خود قرار داد و جنگید و حاضر بود برای حیات دین جدش، شمشیرها و نیزه ها را پذیرا باشد - نباید مقابل احدی کرنش کرد و خم به ابرو آورد.
پس هدف این رنگ پرستان رنگین دل چه بوده که اینگونه شدند؛ شاید خود هم نمی دانند!؟
رحمت با خداست ان شااللهشخصا بدترین شرایط را انگار و احتمال می کنم و آن جز شکنجه نیست!
عرضم این است که هدف باید والا باشد و اگر راهش حق و حقیقت بود مانعی برای آن به اندازه ی پشه ای نمی ارزد. همان هدفی که امام داشت. همان فردی که خدایان طاغوتی را چون لجنی که مدتی زیاد سرزمین ایران محترم را بد بو و بی شکل کرده بودند، محو نموده کردند برای ما. آری که هدف حق است اینجا و آن انقلاب اسلامی است و رنگی به جز ایمان ندارد. چه حکایت ها دارد این ایمان. که آن سیاهچال های پر ناله و درد را چون بهشتی زیبا می نمایاند.
پیوندشان با مخملی ها چگونه باشد بهتر است؟
اگر مدعیان رنگ مقدس پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) جز حق و راستی را هدف نداشتند، چرا با چند گفت و شنود مفتش ها و همان بدترین احتمال که گفتم و نیز درد اسارت و سختی محبس، اینگونه روی موش را برده اند و کنجی خلوت را برگزیده اند؟
اگر ایمان باشد و توکل مدام، تمام لشکر دنیا هم که مقابلت صف کشیده باشد باید حق را نه تنها گفت، بلکه فریاد زد. اگر ندای یا حسین (ع) می کنیم، به هدف او و قیام و جهادش هم بیاندیشیم. اگر هدف ما (حتی ذره ای هم) چون او باشد - که خود و خانواده اش را به ستیز با جور و ستم برد و آنها را مقابل چندین بسیار برابر متعددتر از سپاه خود قرار داد و جنگید و حاضر بود برای حیات دین جدش، شمشیرها و نیزه ها را پذیرا باشد - نباید مقابل احدی کرنش کرد و خم به ابرو آورد.
پس هدف این رنگ پرستان رنگین دل چه بوده که اینگونه شدند؛ شاید خود هم نمی دانند!؟
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:37  توسط سید مسطبا
|



