نمی دانم چقدر از خموشانه می دانید؟ نمی دانم چه وقت است به خوانندگان آن ملحق شده اید؟ و اینکه نمی دانم دقیقا چه فکری در مورد من و این وبلاگ می کنید؟ و نمی دانم مجدد سر می زنید به اینجا یا خیر!؟ هرچند از اوضاع به هم ریخته ی لاگ مشخص است که نتیجه چه می شود.
هرچه هست و بود تصمیم بر چند بعدی بودن وبلاگ با هدفی مشخص داشتیم. ولی مدتی با مشکلات راه مواجه شدم. نتوانستم آنچه حق مطلب (تا اینجای کار) بوده را با وجود دو سال از شروع ادا کنم. تصمیم داشتم سال 88 سالی متفاوت برای خموشانه باشد تا بیشتر با افکار و نگارش حقیر آشنا شوید و اینکه خیال نکنید از آنهایی هستم که مطالب این و آن را فقط کپی می کنم و دیگر هیچ! ولی خوشبختانه سرم شلوغ شد. و شایدم متاسفانه. خودتان یکی را انتخاب کنید. بگذریم! مدتی هم برای انتخابات ایران اسلامی درگیر فعالیت های فرهنگی-سیاسی در خویش و محیط مجازی بودم (جایی به غیر از اینجا). اکنون هم با گذشت حدود سه ماه از پست قبلی مشغول امتحانات دانشگاه هستم. همان امتحاناتی که بنده به شخصه هویتشان را کلا قبول ندارم و درخواستی بر تغییر نحوه ی زندگی آنها (امتحانات) و نحوه نمره دهی به آنها دارم. چیزی که معضل تمام مشکلات فارغ التحصیلان است. باز هم بگذریم! این بحث ها بماند برای بعد از امتحانات!!!
پس نتیجه ی اخلاقی ما از این تراوش هایی که خواندید چیزی نیست جز وعده ای (راست یا دروغ؟) برای نو، بهتر، جذاب و مفیدتر شدن خموشانه، البته باز هم پس از اتمام امتحانات دانشگاه!
پس لطفا مجدد به خموشانه سر بزنید و با نظرات خودمانی خود توشه ی راهمان را مهیا نمایید.
یا علی ...





